تبليغاتX
پیامبر آسمانی

 

 نکاتی در مورد اخلاق خانوادگي رسول اكرم3

 

  • پيامبر اكرم با كودكان بسيار مهربان بود كودكان را در بغل مي گرفت و به آنان احترام مي گذاشت هرگاه در راه با كودكان روبرو مي شد به احترام آنها مي ايستاد آنها را در آغوش مي گرفت و بر پشت و شانه ي خود سوار مي كرد و به اصحاب توصيه مي كرد كه چنين كنند.كودكان چنان خوشحال مي شدند كه هيچ گاه خاطره آن را فراموش نمي كردند. 

 

  • بارها رسول خدا (ص)  سفارش كرده و مي فرمود: كودكان خود را دوست بداريد و نسبت به آنها مهربان باشيد و به وعده اي كه به آنها داده ايد وفا كنيد خداوند بر هيچ چيزي خشم نمي گيرد آن چنان كه به خاطر زنان و كودكان خشم مي گيرد .

 

  • رافت پيامبر نسبت به كودكان چنان بود كه امام صادق (ع)  فرمود روزي رسول اكرم (ص) در حال نماز جماعت ظهر بود كه دو ركعت آخر نماز را سريع خواند اصحاب علت را پرسيدند پيامبر فرمود:آیاگريه كودك را شنيديد؟ و ماجرا آن بود كه مادري نيز در مسجد نماز را به جماعت مي خواند و كودك او در ركعت سوم شروع به گريه مي كند و پيامبر(ص)  براي آنكه مادر زودتر از نماز فارغ شود و به كودك خود برسد نماز را سريع مي خواند.

 

 

  • پيامبر مردان را به ياري زنان در امور خانه تشويق مي كردند و روزي كه در خانه زهراي مرضيه(س) ديدند علي (ع) عدس پاك مي كند و فاطمه در كنار ديگ نشسته است فرمودند :هر مردي كه در امور خانه به همسر خود كمك مي كند و بر او منت نگذارد خداوند نام او را در دفتر شهدا مي نويسد.

 

 

  • ازديگر درسهاي رسول گرامي اسلام به پيروانش غذا دادن آن حضرت به كودكانش مي باشد كه اين رفتار نشانگر توجه او به روحيات فرزند خود است. سلمان مي گويد وارد خانه پيامبر شدم حسن و حسين نزد او غذا مي خوردند و آن حضرت لقمه اي در دهان حسن و لقمه اي در دهان حسين مي گذاشت و بعد از غذا حسن را بر دوش خود و حسين را بر زانوي خود نهاد و به من فرمود: اي سلمان آيا آنان را دوست داري؟ گفتم: اي رسول خدا چگونه آنان را دوست نداشته باشم در حالي كه مي بينم چه اندازه نزد شما مقام و ارزش دارند

  

 

  • از جمله نكات زيبا در زندگي رسول اكرم روش برخورد او با جوانان گناهكار و خلافكار است كه در عين نرمي و اخلاق حسنه بر اصول اساسي و الهي تاكيد و پافشاري دارد و ذره اي عقب نشيني و سستي نشان نمي دهد.امام باقر(ع) فرمود: فضل بن عباس (عباس عموي پيامبر است)در روز عيد قربان كنار پيامبر سوار شده بود در اين حال مردي به همراه خواهرش از قبيله خثعم براي پرسيدن احكام شرعي نزد رسول خدا آمدند و مرد شروع به سوال كرد و فضل بن عباس به آن زن نگاه مي كرد . رسول خدا چانه ي فضل را گرفت و صورت او را از سوي آن زن برگردانيد تا به او نگاه نكند اما فضل بن عباس از سوي ديگر نگاه مي كرد تا اينكه مرد عرب فارغ شد شانه فضل بن عباس را گرفت و فرمود:آيا نمي داني كه روزگار مي گذرد اگر كسي چشم و زبان خود را حفظ كند خداوند پاداش حج قبول شده را در نامه ي عمل او ثبت خواهد كرد. 
نگارش در تاريخ سه شنبه سی ام آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

 

 

 

۱- كدام پيامبر قبل از پيامبر اكرم به آمدن آن حضرت بشارت داده بود و در كدام سوره ي قرآن كريم به اين امر اشاره شده است؟

حضرت عيسي مسيح(ع) كه در سوره مباركه صف آيه ششم به آن اشاره شده است.

 

2- سنت الفتح (سال فتح و گشايش) چه سالي بود؟

وقتي كه نور پيامبر به حضرت آمنه منتقل شد پس از چندين سال گرفتاري اعراب به بلاي قحطي باران رحمت باريد و مردم در فراواني نعمت قرار گرفتند تا جايي كه آن سال را سال فتح و گشايش (سنت الفتح) نام نهادند.

 

3-پيامبر اكرم قبل از بعثت در بين مردم چه لقبي داشتند؟

به جهت صداقت و امانتداري به محمد امين معروف بودند.

 

۴- پيامبر در چند سالگي به پيامبري مبعوث شدند؟

درسن 40 سالگي

۵- يكي از نشانه ها و علايم جسماني نبوت پيامبر چه چيزي بود؟

اين نشانه خالي به رنگ ابريشم خاكستري بود كه در بين شانه هاي آن حضرت قرار داشت و به مهر نبوت معروف بود.

 

۶-شعار پيامبر در ابتداي بعثت چه بود؟

 «قولو لا اله الا الله تفلحوا بگوييد كه جز خداي يكتا هيچ خدايي نيست تا رستگار شويد.»

 

۷-پيامبر اكرم يكي از دلايل مبعوث شدن خود را چه چيزي معرفي مي كند؟

به حد كمال رساندن بزرگواري  كرامت انسان و مكارم اخلاقي (كارهايي كه به انسان شخصيت روحي مي دهد و بر مقام و اعتبار او مي افزايد).

 

۸- در زمان پيامبر اكرم بزرگترين مانع در برابر پيشرفت آئين اسلام چه بود؟

بزرگترين مانع همان افسانه ها و خرافاتي بود كه مغز عرب جاهلي را پر كرده بود و از اين جهت پيامبر اكرم با تمام قدرت مي كوشيد تا آثار جاهليت را كه همان افسانه هاو اوهام بود از ميان بردارد لذا وقتي كه معاذ بن جبل را به يمن اعزام نمود به او چنين فرمان داد:« اي معاذ آثار جاهليت و افكار و عقايد خرافي را از ميان مردم نابود كن و سنن اسلام را كه همان دعوت به تفكر و تعقل است زنده نما».

 

 

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

 

مردي كه كمك خواست

 

به گذشته ي پر مشقت خويش مي انديشيد به يادش مي افتاد كه چه روز هاي تلخ و پر مرارتي را پشت سر گذاشته روزهايي كه حتي قادر نبود قوت روزانه ي زن و كودكان معصومش را فراهم نمايد . با خود فكر مي كرد كه چگونه يك جمله ي كوتاه _فقط يك جمله_ كه در سه نوبت پرده ي گوشش را نواخت به روحش نيرو داد ومسير زندگاني اش را عوض كرد و او و خانواده اش را از فقر و نكبتي كه گرفتار آن بودند نجات داد.

او يكي از صحابه ي رسول اكرم بود. فقر و تنگدستي بر او چيره شده بود در يك روز كه حس كرد ديگر كارد به استخوانش رسيده با مشورت و پيشنهاد همسرش تصميم گرفت برود و وضع خود را براي رسول اكرم شرح دهد و از آن حضرت استمداد مالي كند.

با همين نيت رفت ولي قبل از آنكه حاجت خود را بگويد اين جمله از زبان رسول اكرم به گوشش خورد «هر كس از ما كمكي بخواهد ما به او كمك مي كنيم ولي اگر كسي بي نيازي بورزد و دست حاجت پيش مخلوقي دراز نكند خداوند او را بي نياز مي كند.» آن روز چيزي نگفت و به خانه ي خويش برگشت. باز با هيولاي مهيب فقر كه همچنان بر خانه اش سايه افكنده بود روبه رو شد. ناچار روز ديگر به همان نيت به مجلس رسول اكرم حاضر شد. آن روز هم همان جملات را از رسول اكرم شنيد «هر كس از ما كمكي بخواهد ما به او كمك مي كنيم ولي اگر كسي بي نيازي بورزد خداوند او را بي نياز مي كند.» اين دفعه نيز بدون اينكه حاجت خود را بگويد به خانه ي خويش برگشت و چون خود را همچنان در چنگال فقر ضعيف و بيچاره و ناتوان مي ديد براي سومين بار به همان نيت به مجلس رسول اكرم رفت. باز هم لبهاي پيامبر به حركت آمد وبا همان آهنگ كه به دل قوت و به روح اطمينان مي بخشيد همان جمله را تكرار كرد.

اين بار كه جمله را شنيد اطمينان بيشتري در قلب خود احساس كرد. حس كرد كه كليد مشكل خويش را در همين جمله يافته است. وقتي كه خارج شد با قدمهاي مطمئن تري راه مي رفت. با خود فكر مي كرد كه ديگر هرگز به دنبال كمك و مساعدت بندگان نخواهم كرد به خدا تكيه مي كنم و از نيرو و استعدادي  كه در وجود خودم به وديعت گذاشته شده استفاده مي كنم و از او مي خواهم كه مرا در كاري كه پيش مي گيرم موفق گرداند و مرا بي نياز سازد .

با خودش فكر كرد كه از من چه كاري ساخته است؟به نظرش رسيدعجالتا اين قدر از او ساخته هست كه برود به صحرا و هيزمي جمع كند و بياورد و بفروشد. رفت و تيشه اي عاريه كرد و به صحرا رفت هيزمي جمع كرد و فروخت.لذت حاصل دسترنج خويش را چشيد. روز هاي ديگر به اين كار ادامه داد تا تدريجا توانست از همين پول براي خود تيشه وحيوان و ساير لوازم كار را بخرد . باز هم به كار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و غلاماني شد.

روزي رسول اكرم به او رسيد و تبسم كنان فرمود:«نگفتم هر كس از ما كمكي بخواهد ما به او كمك مي دهيم ولي اگر بي نيازي بورزد خداوند او را بي نياز مي كند؟».

 

نگارش در تاريخ شنبه بیست و هفتم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

 

 نکاتی در مورد اخلاق خانوادگي پیامبر(۲) 

 

  • از سفارشات موكد نبي اكرم (ص) به عدالت رفتار كردن در بين فرزندان است كه موجب رشد و شكوفايي آن مي شود و عدم عدالت در بين آنها موجب نفاق دشمني و كينه توزي آنان نسبت به يكديگر مي شود علي (ع) فرمود: پيامبر مردي را ديد كه دو كودك داشت يكي را بوسيد و ديگري را نبوسيد پيامبر فرمود چرا بين آنان با عدالت رفتار نمي كني ؟و انس بن مالك گويد : مردي نزد پيامبر(ص)  نشسته بود پسر او آمد پدر او را بوسيد و روي زانوي خود نشاند سپس دختر ش آمد (بدون آنكه او راببوسد ) او راكنار خود نشاند . پيامبر (ص) فرمود چرا بين آنان با عدالت رفتار نكردي

 

  • از آنجا كه كانون خانواده مهمترين جايگاه تربيتي و رشد وتعالي انسانهاست پيامبر (ص) در حفظ آرامش آن نهايت دقت را داشت رافت ومهرباني از يك سو ورفق ومدارا از سوي ديگر به همراه رعايت حقوق همسران شيوه نبي اكرم(ص)  بود واخلاق نيكو وحسن معاشرت با آنان وگاه تحمل تند خويي وبد زباني آنها موجب تعجب اصحاب مي شد ودرباره تند خويي همسران مي فرمودند : همه ي انسانها داراي خصلتهاي نيك وبد هستند ومرد نبايد تنها جنبه هاي ناپسند همسر خود را ببیند واو را ترك كند زيرا هر گاه از يك خصلت او ناراضي مي شود خلق ديگرش باعث خشنودي اوست واين دو را روي هم بايد به حساب بياورد.

 

  • همچنين به زنان توصيه مي كرد كه مراعات همسران خود را بكنند و تقاضاي خريد چيزهايي كه قادر بر آن نيستند را نكنند و فرمود«هر زني كه با شوهر خود مدارا نكند و از او چيزي بخواهد كه انجام آن در قدرت او نباشد از چنين زني هيچ كاري قبول نخواهد شد و روز قيامت خدا را ملاقات مي كند در حالي كه خداوند بر او غضبناك است.»

 

  • از مهمترين آفات جواني مي توان از دو چيز نام برد

      1 -استفاده نا بجا و غير درست از جواني و هدر دادن آن در كارها و لذات زود گذر

      2- عدم توجه به گذرا بودن دوره جواني و امروز و فردا كردن كارها و فرصتها است علي (ع) فرمود:  

      جوان عاقل و فهميده چه زودتر و بهتر از همين جواني زودگذر بهره ي خود را مي گيرد و بر حسن  

       اعمال و رفتار خود مي افزايد و در فراگيري دانش ها تلاش مي كند.

 

نگارش در تاريخ جمعه بیست و ششم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

 

1-لقب معروف پيامبر اكرم چيست؟

رسول الله – خاتم پيامبران

2- نام پدر و مادر پيامبر چيست؟

پدر:عبدالله – مادر :آمنه

3-تولد پيامبر در چه روزي و در كجا بوده است؟

طلوع فجر روز جمعه هفدهم ربيع الاول سال 571 ميلادي (عام الفيل) در مكه معظمه

4-چرا پيامبر دو نام داشتند؟

علت آن اين است كه نام محمد را جد بزرگوارشان عبد المطلب و نام احمد را مادرش آمنه پيش از عبدالمطلب براي او انتخاب كرده بودند. و نيز خود ايشان فرمودند: از اين رو مرا محمد ناميدند كه در سراسر زمين ستوده هستم و از اين رو احمد ناميدند كه در سراسر آسمان ستوده تر هستم.

5-نام پيامبر چند بار در قران آمده است؟

نام مبارك پيامبر اكرم پبار در قرآن كريم آمده است

الف)سوره آل عمران آيه 144

ب)سوره احزاب آيه 40

ج)سوره محمد آيه 2

د)سوره فتح آيه 29

ه)سوره صف آيه 6

البته در چهار سوره اول نام مبارك محمد و در سوره پنجم احمد ذكر شده است.

6-پيامبر داراي چه شكل و شمايل و صفات اخلاقي بودند؟

سيماي حضرت رسول مانند شب چهارده از نور مي درخشيد و در ديده ها با عظمت مي نمود قد او بسيار بلند نبود موهايش نه بسيار پيچيده بود و نه بسيار افتاده رويش سفيد  و نوراني و ابرويش كماني و كشيده بود رگي در ميان پيشاني اش بود كه هنگام غضب پر مي شد و بر مي آمد بيني آن جناب باريك و كشيده بود محاسن شريفشان انبوه بود و دندان هايش سفيد و براق و نازك بود اعضاي بدنش همه معتدل و سينه و شكمش برابر يكديگر بود ميان دو كتفش پهن بود و سر استخوان هاي بندهاي بدنش قوي و درشت بود و اين ها علامت شجاعت و قوت است و در ميان عرب ممدوح است بدنش سفيد و نوراني بود انگشتانش كشيده و بلند بود ساقهايش كشيده و صاف بود كف پاهايش هموار نبود بلكه ميانش از زمين دور بود با تاني و وقار راه مي رفت هر كه را مي ديد مبادرت به سلام مي نمود بدون احتياج سخن نمي گفت و كلمات جامع مي فرمود كه لفظش اندك ومعنايش بسيار بود كسي را حقير نمي شمرد اندك نعمتي را عظيم مي دانست وهيچ نعمتي را مذمت نمي فرمود اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود جست وجوي اصحاب خود نمي نمود واحوال ايشان را جويا مي شد وهرگز از غافل از احوال مردم نمي شد كه مبادا غافل شوند و به سوي باطل ميل كنند در عين سادگي به نظافت لباس وبدن خيلي اهميت مي داد وضوي پيامبر هميشه با مسواك كردن دندان ها همراه بود به عيادت بيماران وتشييع جنازه مسلمان زياد مي رفتند ومهمان نواز بودند.

 

7- بعد از تولد پيامبر كدام زن به عنوان دايه و سرپرست حضرت معرفي شد؟

حليمه سعديه

منبع:معماهای زندگانی چهارده معصوم (ع) 

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

 

همسايه ي نو

 

مرد انصاري خانه ي جديدي دريكي از محلات مدينه خريد وبه آنجا منتقل شد تا متوجه شد كه همسايه نا همواري نصيب وي شده .به حضور رسول اكرم آمد وعرض كرد در فلان محله ميان فلان قبيله خانه اي خريده ام وبه آنجا منتقل شدم متاسفانه نزديك ترين همسایگان من شخصي است كه نه تنها وجودش براي من خير وسعادت نيست از شرش نيز در امان نيستم اطمينان ندارم كه موجبات زيان وآزار مرا فراهم نسازد .

رسول اكرم چهار نفر : علي(ع) ،سلمان ، ابوذر وشخصي ديگر را كه گفته اند مقداد بوده است مامور كرد با صداي بلند در مسجد به عموم مردم از زن واز مرد ابلاغ كنند كه : هركس همسايگانش از آزار او در امان نباشند ايمان ندارد.اين اعلام در سه نوبت اعلام شد . بعد رسول اكرم با دست خود به چهار طرف اشاره كرد وفرمود : از هر طرف تا 40 خانه همسايه محسوب مي شوند.

 


شكايت همسايه

 

شخصي آمد حضور رسول اكرم و از همسايه اش شكايت كرد كه مر اذيت مي كند واز من سلب آسايش كرده . رسول اكرم فرمود تحمل كن و سرو صدا عليه همسايه ات راه نينداز بلكه روش خود را تغيير دهد بعد از چندي دو مرتبه آمد وشكايت كرد . اين دفعه نيز رسول اكرم فرمود: تحمل كن.

براي سومين بار آمد وگفت يا رسول اكرم اين همسايه من دست از روش خويش بر نمي دارد وهمان طور موجبات ناراحتي من وخانواده ام را فراه م مس ازد اي ندفعه رسول اكرم به او فرمود : روز جمعه كه رسيد برو اسباب واثاث خود را بيرون بياور وسر راه مردم كه مي آيند و مي روند و مي بينند بگذار . مردم از تو خواهند پرسيد كه چرا اثاثت اين جا ريخته است ؟ بگو از دست همسايه ات وشكايت او را به همه ي مردم بگو. شاكي همين كار را كرد . همسايه موذي كه خيال مي كرد پيغمبر براي هميشه دستور تحمل وبردباري را مي دهد نمي دانست آنجا كه پاي دفع ظلم و دفاع از حقوق به ميان بيايد اسلام حيثيت و احترامي براي متجاوز قائل نيست . لذا همين كه از موضوع اطلاع يافت به التماس افتاد وخواهش كرد كه آن مرد اساس خود را برگرداند به منزل ودر همان وقت متعهد شد كه ديگر به هيچ نحو موجبات آزار همسايه خودرا فراهم نسازد

 

منبع: داستان راستان 

نگارش در تاريخ شنبه بیستم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

 

 نکاتی در مورد اخلاق خانوادگي رسول اكرم (۱)

  • پيامبر (ص) به خوشرويي در خانه اهميت زيادي مي داد و اصحاب را به مدارا با زنان ترغيب مي نمود و در آخرين لحظات عمر خود به آن سفارش مي كرد و سعي آن حضرت بر آن بود تا مردان را با شخصيت والاي زن آشنا كند و به آنان بفهماند كه زنان به عنوان برترين مربي انسان ها نقش بزرگي درسعادت و بد بختي جوامع بشري دارند. به اين جهت در هر فرصتي كه دست مي داد از زن به عنوان مادر و به عنوان همسر مومنه تجليل مي كرد و مي فرمود:بعد از اسلام بهترين چيزي كه مسلمان از آن برخوردار مي شود همسر مومنه اي است كه هر گاه به او نگاه كند مسرور شود و در موقع درخواست كاري از او اطاعت كن و در غياب شوهر خود مال شوهر را حفظ كند.

 

  • رسول گرامي اسلام (ص) مي فرمود: من بچه ها را به دليل 5 صفت دوست دارم اول آنكه بسيار گريه مي كنند و ديده گريان كليد بهشت است (يعني گريه از خوف خدا را در زندگي زياد كنيد) دوم آنكه با خاك بازي مي كنند (يعني تكبر و نخوت و خودپسندي در آنها نيست) سوم آنكه با يكديگر دعوا مي كنند ولي زود آشتي كرده و كينه به دل نمي گيرند. چهارم چيزي براي فردا ذخيره نمي كنند (چون آرزوي دور و دراز و طمع طولاني ندارند) پنجم خانه مي سازند و سپس آن را خراب مي كنند (دلبسته و وابسته به امور دنيوي نيستند)ودر مورد دختران مي فرمودند: بايد طفل دختر را بيشتر از پسر مورد توجه قرار دهيد. و زماني كه هديه اي براي فرزندان خود تهيه مي كنيد سهم دختر را قبل از سهم پسر بدهيد.

 

  • پيامبر(ص)  مشغول نماز جماعت بود و هنگامي كه به سجده رفت حسين (ع) كه كودك خرد سالي بود بر پشت رسول خدا سوار شد و پاهاي خود را حركت مي داد و هرگاه پيامبر (ص) مي خواست از سجده سر بردارد او را گرفته و كنار خود روي زمين مي گذاشت و اين كار تا پايان نماز ادامه داشت. مردي يهودي كه شاهد اين جريان بود پس از نماز به رسول خدا (ص) عرض كرد با كودكان خود به گونه اي رفتار مي كنيد كه ما هرگز انجام نمي دهيم .پيامبر(ص)  فرمود : اگر شما به خدا و فرستاده او ايمان داشتيد با كودكان خود مهربان بوديد مهر و محبت پيامبر(ص)  نسبت به كودك مرد يهودي را سخت تحت تاثير قرار داد و اسلام را پذيرفت.

 

نگارش در تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

 

يك اندرز

 

مردي با اصرار بسيار از رسول اكرم يك جمله به عنوان اندرز خواست. رسول اكرم به او فرمود:اگر بگويم به كار مي بندي؟

-  بلي يا رسول الله

-   اگر بگويم به كار مي بندي؟

-    بلي يا رسول الله

-   اگر بگويم به كار مي بندي؟

-    بلي يا رسول الله

-   رسول اكرم بعد از اينكه سه بار از او قول گرفت و او را متوجه اهميت مطلبي كه مي خواهد بگويد كرد به او فرمود:

هرگاه تصميم به كاري گرفتي اول در اثر و نتيجه و عاقبت آن كار فكر كن و بينديش اگر ديدي نتيجه و عاقبتش صحيح است آن را دنبال كن و اگر عاقبتش گمراهي و تباهي است از تصميم خود صرف نظر كن.

   

نگارش در تاريخ پنجشنبه یازدهم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

 

جوان آشفته حال

 

نماز صبح را رسول اكرم در مسجد با مردم خواند.هوا ديگر روشن شده بود و افراد كاملا تميز داده مي شدند. در اين بين چشم  رسول اكرم به جواني افتاد كه حالش غير عادي به نظر مي رسيد. سرش آزاد روي تنش نمي ايستاد و دائما به اين طرف و آن طرف حركت مي كرد. نگاهي به چهره جوان كرد ديد رنگش زرد شده چشمهايش دركاسه سر فرو رفته اندامش باريك و لاغر شده است از او پرسيد:

-          درچه حالي ؟

-          در حال يقينم يا رسول الله

-          هريقيني آثاري دارد كه حقيقت آن را نشان مي دهد. علامت و اثر يقين تو چيست؟

-          يقين من همان است كه مرا قرين درد قرار داده در شب ها خواب را از چشم من گرفته است و روز ها را من با تشنگي به پايان مي رسانم ديگر از تمام دنيا و مافيها رو گردانده و به آن سوي ديگر رو كرده ام.مثل اين است كه عرش پروردگار را در موقف حساب و همچنين حشر جميع خلايق را مي بينم. مثل اين است كه بهشتيان را در نعيم و دوزخيان را در عذاب اليم مشاهده مي كنم. مثل اين است كه صداي لهيب آتش جهنم همين الان در گوشم طنين انداخته است.

رسول اكرم رو به مردم كرد و فرمود: اين بنده اي است كه خداوند قلب او را به نور ايمان روشن كرده است.

بعد رو به جوان كرد و فرمود:اين حالت نيكو را براي خود نگه دار.

جوان عرض كرد :يا رسول الله دعا كن خداوند جهاد و شهادت در راه حق را نصيبم فرمايد.

رسول اكرم دعا كرد.طولي نكشيد كه جهادي پيش آمد و آن جوان در آن جهاد شركت كرد.دهمين نفري كه در آن جنگ شهيد شد همان جوان بود.

                                                 منبع داستان راستان

نگارش در تاريخ یکشنبه هفتم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

 

امتحان هوش

 

تا آخر هيچ يك از شاگردان نتوانست به سوالي كه معلم عالي قدر طرح كرده بود جواب درستي بدهد. سوالي رسول اكرم در ميان اصحاب خود طرح كرد اين بود:

در ميان دستگيره هاي ايمان كدام يك از همه محكم تر است ؟

-يكي از اصحاب:نماز

-رسول اكرم:نه

-ديگري :زكات

-رسول اكرم:نه

- سومي:روزه

-پيامبر:نه

-چهارمي:حج و عمره

-رسول اكرم :نه

پنجمي : جهاد

رسول الله : نه

عاقبت جوابي كه مورد قبول واقع شود از ميان جمع حاضر داده نشد خود حضرت فرمود:

تمام اين هايي كه نام برديد كارهاي بزرگ و با فضيلتي است ولي هيچكدام از اين ها آن كه من پرسيدم نيست. محكم ترين دستگيره هاي ايمان دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست.

                                                     منبع: داستان راستان

نگارش در تاريخ پنجشنبه چهارم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

 

نكاتي در مورد اخلاق فردي پيامبر (ص) ( قسمت آخر)

 

  • پيامبر عزيز اسلام (ص) گفتاري شيوا و دلربا داشت و در موقع سخن گفتن تبسمي به لب داشت نه كم سخن بود و نه پر گو سكوت او طولاني بود و در زمان لزوم و نياز سخن مي گفت.به ابوذر فرمود:اي ابوذر هر چيزي كه در آن براي  تو فايده اي نيست ترك كن و به سخني كه فايده اي به حال تو ندارد لب مگشا و همان طور كه پول خود را حفظ مي كني زبان خود را حفظ كن كه اگر سخن گفتن نقره باشد سكوت طلا است.

 

  •  اگر از چيزي خوشش مي آمد چهره اش باز و روشن مي شد و هيچ نعمتي را سرزنش نمي كرد از غذا تعريف زياد يا بدگويي نمي كرد و نعمت را بزرگ و محترم مي دانست هر چند كه اندك و كم بود تا آن اندازه كه روزي در اتاق يكي از همسرانش تكه نان كوچكي كه بر زمين افتاده بود برداشت و بوسيد و سپس ميل كرد و فرمود :اين چيزي است كه آسمان و زمين و آنچه بين آن دو است در كار بوده اند تا اين لقمه بدست تو رسيده است.

 

  • خاتم انبيا (ص) عنايت خاصي به صله ارحام داشت و كساني را كه در دين و شرف افضل بودند گرامي تر مي داشت و هيچ كس از او جفا و ظلم نديد. اگر كسي ازخطاي خود عذر خواهي مي كرد او را مي پذيرفت و با گشاده رويي و رافت از او مي گذشت.

 

  • اگر او را به مجلس وليمه اي دعوت مي كردند در صورتي كه مانعي نبود با روي باز مي پذيرفت و در موقع وعده داده شده به مجلس ميهماني مي رفت و فقط در دو حال از پذيرفتن خودداري مي كرد.

             ۱) مجلسي كه مخصوص ثروتمندان بود و فقرا و نيازمندان در آن جايي نداشتند.

             2)مجلسي كه مخصوص فاسدان و فاسقان و اهل گناه بود.

نگارش در تاريخ چهارشنبه سوم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

                                                          عید فطر

 

                                    

مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مي ‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين، حضرت على (عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند كه:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مي ‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مأيوس و نااميد مي ‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن، به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مي‏شود اين است كه فرشته ‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهند و ميگويند:

«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند و نيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، برآوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمي‏برند.»

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مي ‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مي‏شود، انسان افطار مي كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مي ‏شود.

  منبع

نگارش در تاريخ سه شنبه دوم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

نكاتي در مورد اخلاق فردي پيامبر(۲)

 

پيامبر اسلام هم چون پدري مهربان حسن خلق و رافت وخود را به يكسان متوجه ديگران مي نمود از امور دنيوي تنها تقواي اهل تقوي نظر او را جلب مي كرد. لباسش بسيار ساده بود و هر چه مي يافت و مباح بود بر تن مي كرد و به نوع پوشاك توجهي نداشت و فقط سادگي و نظافت آن مهم بود.ودر زماني كه بزرگان به مركب خاصي سوار مي شدند تا با آن به ديگران فخر فروشي كنند رسول خدا برهر چه ممكن بود سوار مي شد. چه اسب و چه شتر و يا استر و اگر پياده اي را در مسيرش مي ديد بر مركب خويش سوار مي كرد چه بنده و عبد و چه آزاده.

 

 

رسول خدا (ص) به نظافت و پاكيزگي و آراسته بودن ظاهر بسيار اهميت مي داد و گفته اند در كودكي نيز موهايش شانه زده و سر وصورت را پاكيزه مي نمود.او موهاي سر خود را با برگ سر مي شست و روغن بنفشه به آن مي ماليد و آينه او ظرف آبي بود كه خود را در آن مي ديد و مرتب مي نمود و هرگاه قصد خروج از خانه را داشت در برابر آن مي ايستاد و سر ووضع لباس را در آن نگاه مي كرد و مي فرمود خدا دوست دارد زماني كه بنده اش براي ديدن برادران خود ز خانه خارج مي شود خود را مرتب و آراسته كند

 

 

رسول خدا زندگي ساده و بي آلايشي داشت و زائد زندگي و تجمل را از زندگي خود حذف نموده و قناعت را سر لوحه كار خود ساخته بود او با تواضع بسيار بر زمين مي نشست و زير اندازش حصير بود.بالشي از چرم كه با ليف خرما پر شده بود زير سر مي گذاشت و هرگز سه روز متوالي از نان گندم سير نخورد.بعد از جنگ با يهوديان بني نظير و بني قريظه كه غنايم بسياري به دست مسلمانان افتاده زنان پيامبر تقاضاي زيور آلات نمودند و رسولاكرم (ص) تقاضاي آنها را رد كرد و اين آيه نازل شد (اي پيامبر به زنان خود بگو اگر شما زندگاني و زيور دنيا را مي خواهيد بياييد تا من مهر شما را داده و همه را به خوبي و با خرسندي طلاق دهم)(سوره احزاب-آيه28)آيه به صراحت مي گويد رفاه در زندگي دنيوي با همسري رسول خدا(ص)جمع نمي شود و فرمود زهددر دنيا كوتاه كردن آرزوها و شكر نعمت ها و خودداري از آن چيزي است كه خدا حرام نموده است.

 

 

پيامبر اكرم (ص) چند بار به خصوص قبل از خواب و پس از بيدار شدن از خواب با دقت مسواك مي زد و دهان و دندان ايش را مي شست و مي فرمود:اگر ترس آن نبود كه بر پيروانم مشقت و زحمت باشد بر آنها مسواك زدن را در هنگام نماز واجب مي كردم.

پيامبر گرامي(ص) علاقه بسياري به نماز داشت و مي فرمود:روشني چشم من در نماز است. وقتي بنده به نماز بايستد و دل او با خدا باشد وقتي از نماز خارج مي شود.مانند روزي كه متولد شده است.بارها توصيه مي كرد از نماز غفلت نكنيد و زماني كه بزرگان قبيله بني ثقيف شرط مسلمان شدن خود را ترك نماز قرار دادند فرمود:ديني كه در آن نماز نباشد خيري در آن نيست و براي حضور قلب در نماز مي فرمود:مانند كسي نماز بخوانيد كه با نماز وداع مي كند و زماني كه براي نماز آماده شديد بگوييد اين آخرين نماز من از دنيا است و چنين تصور كنيد كه بهشت در پيش روي شما ودوزخ در زيز پاي شما و فرشته مرگ پشت سر پيامبران در سمت راست فرشتگان در سمت چپ شما قرار دارند و پروردگار از بالاي سر شما ناظر بر شماست... 

 

 

نگارش در تاريخ دوشنبه یکم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |

نكاتي در مورد اخلاق فردي پيامبر (۱)

  • رسول اكرم با جلال و هيبت خاصي بود و در ميان اصحاب بسيار عزيز و گرامي بود. چهره مباركش مانند ماه درخشان بود و به پاكيزگي و آراستگي معروف بوددر ميان مردم چهره اي گشاده داشت و در بسياري از اوقات تبسمي بر لب داشت.

  • اوبر مردم آسان گير ملايم و خوش رفتار بود و هرگز برخورد خشن . ترس آور از او ديده نشد. به چهره كسي خيره نمي شد بلكه نگاهي كوتاه و گذرا بر چهره افراد داشت. و غالبا نگاه او بر زمين بود و در اغلب مواقع رو به قبله مي نشست و هرگز با چشم و ابرو به گسي اشاره نمي كرد.

  • به بوي خوش علاقه بسيار داشت به طوري كه يك سوم درآمدش را صرف خريد مواد خوشبو مي كرد تا انجا كه از بوي عطر آن حضرت معلوم مي شد كه از چه محلي عبور كرده است.

  • هيچ گاه عيب جو نبود و هرگز مداح و ستايشگر نبود از شنيدن مداحي و چاپلوسي بيزار بود و مي فرمود : به چهره مداحان و چاپلوسان خاك بپاشيد.
  • كسي را كه ذليل و خوار نمي خواست و هيچ كس در حيا و شرم به او نمي رسيد هرگاه از فردي آزرده مي شد در چهره اش نمايان مي شد ولي گلايه و اعتراض نمي كرد.

  • با فقرا و نيازمندان هم نشيني داشت و بر سر سفره آنان مي نشست و با دست خود به آنان غذا مي داد و هرگز فقيري را به دليل فقر و تهي دست اش تحقير نكرد. ازهيچ سلطاني هراس نداشت و مستمندان و پادشاهان را با يك روش دعوت به توحيد مي كرد.با فقرا به گونه اي انس داشت كه آنها او را از خود مي دانستند و از همه ساده تر و از همه نسبت به آنها مهربان تر بود.

  • هرگز ديده نشده كه به كسي دشنام دهد و سخن بي جايي بر زبان آورد و عمل سبكي انجام دهد از همه مردم بخشنده تر بود و ثروتي ذخيره نمي كرد و هرگاه بعد از بخشش چيزي باقي مي ماند به خانه نمي رفت تا آن را به نيازمندي ميرساند.
  • از آنچه با زحمت وتلاش خود و يا از هداياي ديگران فراهم شده بود فقط به اندازه خوراك بر مي داشت و آن را نيز  از كم ارزش ترين خرما و جو انتخاب مي كرد و بقيه را در راه خدا صرف مي كرد.

  • از صفات بارز رسول اكرم (ص) عيادت از بيماران بود حتي اگر خانه او در منطقه دور دست شهر بود و دوم شركت در تشييع جنازه اصحاب كه هيچ گاه آنها را تنها نمي گذاشت و به دنبال جنازه حركت مي كرد و بر او نماز مي خواند و دعا مي فرمود.

                  

نگارش در تاريخ دوشنبه یکم آبان 1385 توسط مریم ادیبی |
درباره وبلاگ

ستايش مخصوص خداوندي است که علو مرتبه‏اش بخاطر قدرت او است، ونزديکيش به مخلوقات به واسطه عطا و بخشش او،همو است‏بخشنده تمام نعمتها،و دفع‏کننده تمام شدائد و بلاها او را مي‏ستايم در برابر عواطف کريمانه و نعمتهاي وسيع و گسترده‏اش‏به او ايمان مي‏آورم چون مبدء هستي و ظاهر و آشکار است،و از او هدايت مي‏طلبم چون‏راهنما و نزديک است،از او ياري مي‏جويم چون توانا و پيروز است،بر او توکل مي‏کنم چون‏تنها ياور و کفايت کننده است.

نهج البلاغه خطبه83

پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها


قالب وبلاگ