صلوات سبب شفاعت پيامبران
حضرت زهرا عليهاالسلام فرمودند: پدرم رسول خدا صلىالله عليه و آله بر من وارد شد در حالى كه مهياى خواب بودم. حضرت فرمودند: اى فاطمه نخواب مگر بعد از آن كه چهار عمل را به جاى آورى: اول، ختم قرآن كنى؛ دوم ، پيامبران را شفيعان خود گردانى ؛ سوم ، مؤمنين را از خود خشنود گردانى ؛ چهارم ، حج و عمره كنى. حضرت اين را فرموده و اقامه نماز كردند ، من صبر كردم تا نماز پدرم تمام شد. سپس پرسيدم يا رسول الله، مرا به چهار چيزى امر فرموديد كه در این مدت زمان قدرت انجام آن را ندارم پدرم تبسمی کرده وفرمودند:هرگاه سه مرتبه سوره
«اخلاص» را بخوانى گويا ختم قرآن كرده اى، و هر گاه صلوات بفرستى بر من وپيامبران پيش از من ، همه ما شفيعان تو خواهيم بود و هر گاه براى مؤمنين استغفار كنى پس تمامى ايشان از تو خشنود مىشوند ، و هر گاه بگويى «سبحان الله و الحمدلله و الله اكبر» مثل اين است كه حج و عمره انجام داده باشى.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
مقام و منزلت مادر
در حديثي از امام صادق(ع) آمده است:
مردي نزد پيامبر آمد و عرض كرد يا رسول الله به چه كسي نيكويي كنم؟ فرمود: به مادرت عرض كرد بعد از او به چه كسي ؟ فرمود: به مادرت بار سوم عرض كرد بعد از او به چه كسي؟ فرمود : به مادرت در چهارمين بار كه اين سوال را تكرار كرد فرمود:به پدرت.
در حديث ديگري مي خوانيم :
جواني نزد پيامبر براي شركت در جهاد (آنجا كه جهاد واجب عيني نبود) آمد پيامبر فرمود: «آيا مادري داري» عرض كرد آري فرمود: « در خدمت مادر باش كه بهشت زير پاي مادران است.»
ودر حديثي ديگر مي خوانيم :
ام سلمه خدمت پيامبر رسيد و عرض كرد:همه ي افتخارات نصيب مردان شده زنان بيچاره چه سهمي از اين افتخارات دارند؟فرمود:«آري (زنان هم افتخارات فراواني دارند) زنان باردار در تمام طول مدت حمل به منزله ي روزه دار و شب زنده دار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است و هنگامي كه وضع حمل مي كند آن قدر خدا به او پاداش مي دهد كه هيچ كس حد آن را از عظمت نمي داندو هنگامي كه به فرزندش شير مي دهد در برابر هر خوردني از سوي كودك خداوند پاداش آزادكردن برده اي از فرزندان اسماعيل را به او مي دهد و هنگامي كه دوران شير خوارگي كودك تمام شد يكي از فرشتگان بزرگوار خداوند بر پهلوي او مي زند و مي گويد :« برنامه اعمال خود را از نو آغاز كن چرا كه خداوند همه ي گناهان تو را بخشيده (گويي نامه ي عملت از نو آغاز مي شود.) »
1-چرا به وجود پيامبر و امام نياز است؟
امام باقر مي فرمايد:« زماني كه نبي يا امام در روي زمين باشدخداوند عذاب را از اهل زمين برمي دارد» و نيز پيامبر اكرم فرمودند:«ستارگان موجب امان اهل آسمان ها هستند و اهل بيت من موجب امان اهل زمين».وهدف از بعثت انبيا و معرفي امام هدايت و راهنمايي و سعادت ما انسان هاست. امامان معصومي كه پاك و پاكيزه هستند و معصيت مرتكب نمي شوند وبه بركت وجود آنهاست كه الطاف و بركات آسماني فرو مي ريزد.
2-لقب اسوه ي حسنه در كدام آيه و سوره قرآن كريم به پيامبر اكرم نسبت داده شده است؟
در سوره مباركه احزاب آيه شريفه 21 به آن اشاره شده است.
3-در قرآن كريم از چند نفر تعبير به اسوه ي حسنه شده است؟
در قران كريم از دو بزرگمرد جهان بشري سخن به ميان آمده و تاكيد شده كه آنها اسوه حسنه و بهترين الگوي زندگي هستند و آن دو نفر عبارتند از حضرت ابراهيم و پيامبر اكرم
۴- چرا پيامبر اكرم به عنوان افضل پيامبران معرفي شدند در حالي كه بعد از همه ي آنها مبعوث شده بودند؟
به دليل اينكه پيامبر اولين كسي بود كه به وحدانيت پروردگار متعال اقرار كرد و در روزي كه خدا از پيامبران عهد و پيمان گرفت و فرمود:«الست بربكم» «آيا من پروردگار شما نيستم؟» پيغمبر اكرم اولين كسي بود كه وحدانيت خداي متعال را تصديق كرد و چون در اين كار بر همگان پيشي گرفت به عنوان افضل پيامبران معرفي شدند.
۵-فرق بين رسول ونبي چيست؟
نبي انساني است كه بدون واسطه ي فردي از افراد بشر ازجانب خداوند خبر مي دهد ريشه ي آن نيز از نبا گرفته شده كه به معناي خبر با اهميت و يقيني است اما رسول به معناي فرستاده شده و رسالت يافته از جانب خدا به سوي بندگان است و به اين معنا به او سفير مبلغ بشير و نذير اطلاق مي شود پس هر رسولي نبي است ولي هرنبي رسول نيست.
6-چرابه پيامبر اكرم امي مي گويند؟
امام جواد مي فرمايد:«اينكه به پيامبر اكرم امي مي گويند به جهت آن است كه آن حضرت اهل مكه بودند و مكه هم « ام القري » بوده است و قرآن كريم نيز مي فرمايد:« لينذر ام القري و من حولها ».
7-چرا به پيامبر داعي بشير و نذير مي گويند؟
داعي:چون پيامبر مردم را به سوي دين الهي و آسماني دعوت مي كند داعي (دعوت كننده ) ناميده مي شود.
بشير: چون پيامبر به افرادي كه از خداوند متعال و رسول او تبعيت و پيروي مي كنند بهشت را بشارت مي دهد بشير (بشارت دهنده) ناميده شدند.
نذير:چون آن حضرت افرادي را كه از او و خداوند متعال تبعيت و پيروي نمي كنند و آنها را از سرانجام بدكاري ها و عذاب هاي سخت دوزخ بر حذر مي دارد و مي ترساند نذير (بيم دهنده ) ناميده شدند.
نکاتی در مورد اخلاق اجتماعي رسول اکرم۲
- احترام او به مردم زبانزد عام و خاص بود هر كي به خانه اش مي رفت او را گرامي مي داشت و گاه رداي خود را زير پاي او پهن مي كرد و گاه تشك خود را براي آنان مي گسترانيد و هيچ گاه پاي خود را در حضور ديگران دراز نمي كرد. از مجلسي بلند نمي شد مگر آنكه آنها بر مي خواستند آنهارا منع نمي كرد مگر از حرام. پيروانش را توصيه مي كرد وظيفه ي اخلاقي خود را در احترام به مردم چه در زبان و چه در عمل به بهترين شكل انجام دهند گر چه غير مسلمان باشند.
- از موضوعات جالب در زندگي پيامبر (ص)كه توجه هر بيننده و خواننده اي را به خود جلب كرده و مي كند قاطعيت پيامبر(ص) در اجراي عدالت است. او كساني را كه به حقش تجاوز نموده و حقوق را پايمال مي كردند با گذشت و رافت وصف ناپذيري مواجه نمود اما آنجا كه حق ديگري ضايع مي شد يا حريم احكام شرعي شكسته مي شد و يا حكمي از احكام الهي جاري نمي شد چنان غضبناك مي شد كه تصور آن گاه نا ممكن است و درباره او گفته شده «براي خداي عزوجل غضب مي كرد و براي نفس خود هرگز غضب نمي كرد.» زماني كه از خانه يكي از انصار دزدي صورت گرفت ومتهمان يك يهودي و يك مسلمان بودند گروه زيادي از انصار براي حفظ آبروي مسلمين و انصار برآن حضرت فشار مي آوردند كه از مجازات آن مسلمان صرف نظر شود و فقط مرديهودي(باتوجه به اينكه يهوديان دشمن مسلمين و پيامبر بودند.)مجازات شود ولي پيامبر(ص) بعد از تحقيق به اين نتيجه رسيد كه مرد يهودي بي گناه است. لذا با قاطعيت از يهودي طرفداري كرد و مرد مسلمان را محكوم كرد.
آتش اثر ندارد
روزي شخصي از بازار يك ماهي خريد و به خانه آورد و به زنش داد تا برايش غذايي آماده كند. زن آتشي روشن كرد و آن ماهي را روي آتش گرفت و هر چه منتظر ماند ماهي نپخت و آتش اصلا در ماهي اثر نكرد. هردو تعجب كردند كه چرا اين ماهي نمي پزد؟ خدمت حضرت محمد آمدند و داستان را باي آن حضرت بيان كردند . حضرت رسول به ماهي فرمود :چرا آتش در تو كارگر نيست و اثري ندارد؟ به اذن حق ماهي به حرف آمد و گفت: يا رسول الله از بركت ذكر وجود مقدس و نازنين شما آتش در من اثر نمي كند يا رسول الله من مال فلان دريا هستم يك روز كه در آن دريا شنا مي كردم كشتي بزرگي از آنجا مي گذشت و من هم كنار آن بودم كه يكي از مسافران آن كشتي بر شما و اهلبيت شما صلوات مي فرستاد من وقتي كه صداي صلوات او را شنيدم خوشم آمد من هم شروع كردم به گفتن« اللهم صل علي محمد و آل محمد». در آن وقت ندايي به گوشم رسيد:« اي ماهي بدن تو بر آتش حرام شد.به خاطر همين آتش در من اثر نمي كند».
نماز عيد
مامون خليفه ي با هوش و با تدبير عباسي پس از آنكه برادرش محمد امين را شكست داد و از بين برد و تمام منطقه ي وسيع خلافت آن روز تحت سيطره ونفوذش واقع شد هنوز در مرو كه جزو خراسان آن روز بود به سر مي برد كه نامه اي به امام رضا (ع)در مدينه نوشت و آن حضرت را به مرو احضار كرد. حضرت رضا (ع)عذر هايي آورد و به دلايلي از رفتن به مرو معذرت خواست. مامون دست بردار نبود . نامه هايي پشت سر يكديگر نوشت تا آنجا كه بر امام روشن شد كه خليفه دست بردار نيست.
امام رضا (ع)از مدينه حركت كرد و به مرو آمد. مامون پيشنهاد كرد كه بيا و امر خلافت را به عهده بگير. امام رضا كه ضمير مامون را از اول خوانده بود و مي دانست كه اين مطلب جنبه سياسي دارد به هيچ نحو زير بار اين پيشنهاد نرفت.مدت 2 ماه اين جريان ادامه پيدا كرد از يك طرف اصرار و از طرف ديگر امتناع و انكار.
آخرالامر مامون كه ديد اين پيشنهاد پذيرفته نمي شود موضوع ولايت عهد را پيشنهاد كرد و اين پيشنهاد را امام با اين شرط قبول كرد كه صرفا جنبه به تشريفاتي داشته باشد و امام مسئوليت هيچ كاري را به عهده نگيرد و در هيچ كاري دخالت نكند. مامون هم پذيرفت.
مامون از مردم بر اين امر بيعت گرفت. به شهر ها بخشنامه كرد و دستور داد به نام امام سكه زدند و در منابر به نام امام خطبه خواندند.
روز عيدي رسيد (عيد قربان) . مامون فرستاد پيش امام و خواهش كرد كه: در اين عيد شما برويد و نماز عيد را با مردم بخوانيد تا براي مردم اطمينان بيشتري در اين كار پيدا شود. امام پيغام داد كه :«پيمان ما بر اين بود كه در هيچ كار رسمي دخالت نكنم. بنابراين از اين كار معذرت مي خواهم»
مامون جواب فرستاد: مصلحت در اين است كه شما برويد تا موضوع ولايت عهدي كاملا تثبيت شود . آن قدر اصرار و تاكيد كرد كه بالا خره امام فرمود« مرا معاف بداري بهتر است و اگر حتما بايد بروم من همان طور اين فريضه را ادا خواهم كرد كه رسول خدا و علي بن ابيطالب ادا مي كرده اند»
مامون گفت :اختيار با تواست هر طور مي خواهي عمل كن.
بامداد روز عيد....
ادامه مطلب...
شيون شيطان
هنگام ولادت پيامبر اسلام ابليس(پدر شيطان ها ) جيغ و فرياد بلندي كشيد كه همه ي شيطان ها به گرد او جمع شده پرسيدند:« اي سرور ما چه حادثه اي تو را اين گونه بي تاب و و حشتزده كرده است؟»ابليس در جواب گفت:«واي بر شما امشب وضع آسمان و زمين پريشان و دگرگون شده و اين نشانه ي بروز حادثه ي بزرگي است.كه از زمان عروج عيسي (ع) به آسمان چنين حادثه اي رخ نداده است. در همه ي جهان پراكنده شويد و جست و جو كنيد تا ببينيد اين حادث چيست؟»شياطين در سراسر زمين به جست و جو پرداخته سپس نزد ابليس آمده و گفتند:«چيزي نيافتيم ». ابليس گفت:«من خود براي جست و جوي آن حادثه سزاوارترم ». آن گاه به شكل گنجشک در آمد و از جانب كوه حرا به مكه وارد شد. جبرئيل به او نهيب زد :«بازگرد خدا تو را لعنت كند».
ابليس گفت: اي جبرئيل يك سوال از تو دارم حادثه اي كه امشب رخ داده چيست؟
جبرئيل: محمد(ص) چشم به جهان گشوده است.
ابليس
: آيا من در آن بهره اي دارم؟« مي توانم او را فريب دهم؟»جبرئيل
: نه هرگزابليس
: آيا در امت او راه نفوذي دارم؟جبرئيل
: آريابليس
: به همين اندازه خشنودم۱-پيامبر چند سال مخفيانه مشغول تبليغ شدند؟
به مدت 3 سال
2-پيامبر از چه زماني مامور ابلاغ و آشكار نمودن دعوت خود گرديد و آيه مربوطه چيست و در كدام سوره قرار دارد؟
در سال سوم بعثت حضرت از طرف خداوند متعال مامور ابلاغ و آشكار نمودن دعوت خود گرديد كه در اين هنگام آيه 214 سوره مباركه شعرا نازل شد:« خویشاوندان نزديكت را انذار كن».
3-اولين كسي كه به پيامبر ايمان آورد چه كسي بود؟
حضرت علي بن ابيطالب (ع)
4-اولين زن و مردي كه به پيامبر ايمان آوردند چه نام دارند؟
اولين زن حضرت خديجه و اولين مرد حضرت علي (ع) بودن كه به پيامبر ايمان آوردند.
5-سران قريش براي مبارزه با آيين يكتا پرستش و جلوگيري از انتشار آيين پيامبر از چه
حربه هايي استفاده كردند؟
سران قريش براي مقابله با آيين يكتا پرستي از حربه هاي مختلفي استفاده كردند كه عبارتند از:
تطميع و وعده مال و رياست به آن حضرت
تهديد و تحقير و آزار كسان و ياران او
نسبت دادن تهمت هاي نا روا به آن حضرت
مقابله با قرآن كريم
تحريم شنيدن قرآن كريم
جلو گيري ازاسلام آوردن افراد
6-اولين آيات قرآن كريم در كجا بر پيامبر نازل شد و در كدام سوره قرار دارد؟
در غار حرا بود كه آيات آن در سوره مباركه علق آمده است آنجا كه مي فرمايد«اقرا باسم ربك الذي خلق خلق الانسان من علق...»
7-پيامبر اكرم در ابتداي بعثت خود با كدام كشور ها و پادشاهان مكاتبه كردند و آنها را به دين مقدس اسلام و توحيد فرا خواندند؟
به موجب قرآن كريم كه اسلام ديني است جهاني و پيامبر اكرم آخرين سفير الهي به سوي مردم است آن حضرت به سران معروف جهان مانند:
خسرو پرويز (پادشاه ايران)
هرقل (امپراطور روم)
مقوقس (فرمانرواي مصر)
نامه نوشتند و آنها را به دين اسلام دعوت كردند. نامه هاي آن حضرت روشن كوتاه و قاطع بود.
8-پيامبر اكرم چند نامه براي سران كشور ها و شهر ها نوشتند؟
185 نامه از نامه هايي كه پيامبر اكرم به عناوين مختلف نگاشته به دست آمده است.
معجزه اي از پيامبر(ص) ودرماندگي دشمن
هنگامي كه پيامبر بر اثر كودتاي مشركان به سوي مدينه هجرت كرد و مشركان فهميدندكه آن حضرت از مكه بيرون رفته است شخصي به نام سراقه بن جعشم را با گروهي براي جست و جوي آن حضرت فرستادند. سراقه سوار بر اسب به سوي بيابان تاخت تا اينكه در بيابان به پيامبر رسيد. يكي از همراهان پيامبر گفت:«اي پيامبر خدا اين سراقه است كه به دنبال ما مي آيد.»
پيامبر به سوي خدا متوجه شد و عرض كرد :«خدايا مرا از گزند سراقه حفظ كن.»همان لحظه پاها و دست هاي اسب سراقه در زمين فرو رفت. سراقه در حالي كه سخت به وحشت افتاده بود فرياد زد:«اي محمد مرا آزاد كن من به تو اطمينان مي دهم كه از اين پس تنها خير تو را بخواهم و هرگز دشمنان تو را ياري ننمايم.» پيامبر گفت :« خدايا اگر سراقه راست مي گويد اسب او را آزاد كن.» پس از چند لحظه اسب آزاد شد و سراقه به قول خود وفا كرد و از آن پس معترض آن حضرت نشد.
نكاتي در مورد اخلاق اجتماعي پيامبر(ص)
- در باب تواضع و فروتني پيامبر (ص)همان كافي است كه خداي متعال فرمود:«پر و بال خود را براي پيروانت باز كن و نسبت به آنان متواضع باش» و خود مي فرمود :«خداوند به من وحي نمود كه به شما بگويم تواضع را در پيش گيريد»او هميشه با ياران خود حلقه وار مي نشست تا بالا و پايين مجلس مشخص نباشد تا آنجا كه ابوذر مي گويد: شخص غريبه اي كه وارد مجلس مي شد نمي توانست آن حضرت را بشناسد.پيامبر (ص)اجازه نمي داد كه در هنگام ورود به مجلس اصحاب از جاي خود بر خيزند و چون يارانش مي دانستند چنين كاري موجب رنجش اوست بر نمي خواستند و زماني كه عربي از پيامبر (ص) تقاضا كرد اجازه دهد او را سجده كند فرمود :«چه مي گويي؟اين ها روش قيصر و كسري است و شان من در پيامبري و بندگي است.»همچنين اجازه نمي داد زماني كه جايي مي رود گروهي دنبال او به راه افتند و اگر سواره بود اجازه نمي داد كسي همراه او پياده حركت كند و اورا مخير بين سه كار مي كرد.يا جلوتر برود يا صبر كند تا پيامبر برود و بعد او بيايد و يا اگر ممكن بود دو نفري بر مركب حضرت سوار شوند. او با هرگونه تكبر و خودپسندي در بين مسلمين مبارزه مي كرد.
- امام علي فرمود«من و رسول خدا (ص)با هم در راهي مي رفتيم ديديم گروهي دور مردي را گرفته اند.رسول خدا(ص) پرسيد اين مردم چرا جمع شده اند؟گفتند:ديوانه اي است آزار دهنده و مردم دور او جمع شده اند.پيامبر(ص) فرمود:اين مرد دچار بيماري است ولي ديوانه واقعي كسي است كه در حال راه رفتن دستانش را به شكل متكبرانه حركت مي دهد شانه اش را بالا مي اندازد و از خدا بهشت مي خواهد در صورتي كه وجود او پر از گناه و معصيت است و اين نشانه اي از خود پسندي و تكبر است.»
- از ديگر نكاتي كه براي پيروان رسول خدا(ص) درس بزرگي است محبت علاقه و احترام آن حضرت به ياران و پيروان خود اوست . به طوري كه اگر روزي يكي از اصحابش را نمي ديد از حال او پرس و جو مي كرد و اگر در مسافرت بود براي او دعا مي كرد و اگر در خانه بود به ديدارش مي رفت و اگر با خبر مي شد يكي از يارانش بيمار است به عيادت او مي رفت. پيامبر چنان به مردم علاقمند بود و به آنها مهر مي ورزيد كه مردم او راپدري مهربان و دلسوز براي خود مي دانستند و در گرفتاري ها به متوسل مي شدند.او هيچگاه عيوب مردم را برملا نكرد و در اين موارد تجسس نمي كرد و مي فرمود:«بدي هاي يكديگر را پيش من مطرح نكنيد . زيرا دوست دارم با دلي پاك و خالي از كدورت با شما معاشرت كنم.»
صلوات و رنج شيطان
روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از راهى عبور مىكرد. در راه شيطان را ديد كه خيلى ضعيف و لاغر شده است. از او پرسيد: چرا به اين روز افتاده اى؟ گفت: يا رسول الله از دست امت تو رنج مىبرم و در زحمت بسيار هستم . پيامبر فرمودند: مگر امت من با تو چه كرده اند ؟ گفت: يا رسول الله، امت شما شش خصلت دارند كه من طاقت ديدن و تحمل اين خصايص را ندارم . اول اين كه هر وقت به هم مى رسند سلام مىكنند. دوم اين كه با هم مصافحه - دست دادن- مى كنند. سوم آن كه ، هر كارى را كه مى خواهند انجام دهند «ان شاء الله» مى گويند ، چهارم از اين خصلت ها آن است كه استغفار از گناهان مى كنند ، پنجم اين كه تا نام شما را مى شنوند صلوات مىفرستند و ششم آن كه ابتداى هر كارى « بسم الله الرحمن الرحيم» مى گويند


