تبليغاتX
پیامبر آسمانی

تولستوي

لئو تولستوى ( 1910 ـ 1828 ) نويسنده مشهور روسى در كتاب خود به نام محمد(ص) مى گويد: جاى هيچگونه شبهه و ترديد نيست كه پيامبر اسلام از بزرگان مصلحين دنيااست، آن هم مصلحى كه به جامعه بشريت خدمات شايانى كرده است. و اين فخر و مباهات براى او بس است كه يك ملت خون ريز و وحشى را از چنگال اهريمنان عادات زشت و شنيع برهانيد و راه ترقى را بر روى آنان بازكرد و حال آن كه هر مرد عادى نمى تواند به چنين كار شگرفى اقدام كند و نتيجه بگيرد.
بنابر اين شخص شخيص پيامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اكرام مى باشد شريعت پيامبر اسلام به علت توافق آن باعقل و حكمت در آينده عالم گير خواهد شد.

 

نگارش در تاريخ دوشنبه سی ام بهمن 1385 توسط مریم ادیبی |

 

مراسم نام گذاري پيامبر اسلام

 

روز هفتم فرا رسيد . عبد المطلب براي عرض سپاس گذاري به درگاه الهي گوسفندي كشت و گروهي را دعوت كرد و در آن جشن با شكوه كه از عموم قريش دعوت شده بود نام فرزند خود را محمد گذاشت . وقتي از او پرسيدند :چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب كرديد در صورتي كه اين نام در ميان اعراب كم سابقه است؟ گفت خواستم كه در آسمان و زمين ستوده باشد. در اين باره حسان بن ثابت شاعر رسول خدا چنين مي گويد:

 

آفريدگار نامي از اسم خود براي پيامبر مشتق نمود . از اين جهت خدا محمود پسنديده و پيامبر او محمد ستوده است و هر دو كلمه از يك ماده مشتقند و يك معنا را مي رسانند.

 

قطعا الهام غيبي در انتخاب اين نام بي دخالت نبوده است زيرا نام محمد اگر چه در ميان اعراب معروف بود ولي تا آن زمان كمتر كسي به آن ناميده شده بود طبق آمار دقيقي كه بعضي از تاريخ نويسان به دست آورده اند تا آن روز فقط 16 نفر به اين اسم نام گذاري شده بودند.چنان كه شاعر در اين باره گويد:

 

كساني كه نام محمد پيش از پيامبر اسلام نام گذاري شده بودند 16 نفر بودند.

 

ناگفته پيداست كه: هر چه مصداق يك لفظ كمتر باشد اشتباه در آن كمتر خواهد بود و چون كتاب هاي آسماني از نام و نشان و علايم روحي و جسمي او خبر داده بودند بايد علايم آن حضرت آن چنان روشن باشد كه اشتباه در آن راه پيدا نكند. يكي از آن ها نام حضرت است. بايد مصداق آن به قدري كم باشد كه راه هرگونه ترديدي را در تشخيص پيامبر گرامي از بين ببرد. مخصوصا هنگامي كه بقيه ي اوصاف و علايم وي ضميمه ي نامش گردد. در اين صورت به طور واضح كسي كه انجيل و تورات از ظهور او خبر داده است به خوبي شناخته خواهد شد.

نگارش در تاريخ یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 توسط مریم ادیبی |

 

 

 

 

شهادت جان سوز سرور و سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين(ع) و هفتاد و دو تن از ياران ايشان را تسليت مي گويم. اميد است كه بتوانيم از راه و هدف مولايمان دفاع كنيم.

 

نگارش در تاريخ سه شنبه دهم بهمن 1385 توسط مریم ادیبی |

 

اخلاق اجتماعي پيامبر(ص)

 

نمونه اي از شوخي هاي پيامبر (ص)چنين است:روزي پيامبر(ص) پاي راست خود را نشان داده و از حاضران پرسيدند:اين پاي من به چه چيزي مي ماند ؟هر يك از اصحاب مطلبي فرمود و وجه شباهتي را بيان كرد پيامبر (ص) تشبيه هيچ كس را نپسنديد گفتند يا رسول الله(ص) شما خود بگوييد كه پاي شما شبيه چه چيزي است. پيامبر تبسمي بر لب نشاند و پاي ديگرش را نشان داده و فرمود:به اين پا شبيه است.امام علي بن موسي الرضا (ع) فرمود:مرد عربي به دين رسول الله (ص)مي آمد و براي حضرت هديه مي آورد و همان جا مي گفت پول هديه ما را مرحمت كن كه رسول خدا(ص) مي خنديد و گاه كه غمگين مي شد مي فرمود اعرابي چه شد كاش مي آمد.

 

 

 

نگارش در تاريخ جمعه ششم بهمن 1385 توسط مریم ادیبی |

ازدواج محمد (ص)

وقتی امانت و درستی محمد ( ص ) زبانزد همگان شد ، زن ثروتمندی از مردم
مکه بنام خديجه دختر خويلد که پيش از آن دوبار ازدواج کرده بود و ثروتی زياد
و عفت و تقوايی  بی نظير داشت ، خواست که محمد ( ص ) را برای تجارت به شام
بفرستد و از سود بازرگانی خود سهمی به محمد ( ص ) بدهد . محمد ( ص ) اين
پيشنهاد را پذيرفت . خديجه " ميسره " غلام خود را همراه محمد ( ص ) فرستاد .
وقتی " ميسره " و " محمد " از سفر پر سود شام برگشتند ، ميسره گزارش سفر
را جزء به جزء به خديجه داد و از امانت و درستی محمد ( ص ) حکايتها گفت ، از
جمله برای خديجه تعريف کرد : وقتی به " بصری " رسيديم ، امين برای استراحت زير
سايه درختی نشست . در اين موقع ، چشم راهبی که در عبادتگاه خود بود به " امين "
افتاد . پيش من آمد و نام او را از من پرسيد و سپس چنين گفت : " اين مرد که
زير درخت نشسته ، همان پيامبری است که در ( تورات ) و ( انجيل ) درباره او
مژده داده اند و من آنها را خوانده ام " .
خديجه شيفته امانت و صداقت محمد ( ص ) شد . چندی بعد خواستار ازدواج با
محمد گرديد . محمد ( ص ) نيز اين پيشنهاد را قبول کرد . در اين موقع خديجه چهل
ساله بود و محمد ( ص ) بيست و پنج سال داشت .
خديجه تمام ثروت خود را در اختيار محمد ( ص ) گذاشت و غلامانش رانيز بدو
بخشيد . محمد ( ص ) بيدرنگ غلامانش را آزاد کرد و اين اولين گام پيامبر در
مبارزه با بردگی بود . محمد ( ص ) مي خواست در عمل نشان دهد که مي توان ساده و
دور از هوسهای زود گذر و بدون غلام و کنيز زندگی کرد .
خانه خديجه پيش از ازدواج پناهگاه بينوايان و تهيدستان بود . در موقع
ازدواج هم کوچکترين تغييری  - از اين لحاظ - در خانه خديجه بوجود نيامد و همچنان
به بينوايان بذل و بخشش مي کردند .
حليمه دايه حضرت محمد ( ص ) در سالهای قحطی و بی بارانی به سراغ فرزند
رضاعي اش محمد ( ص ) مي آمد . محمد ( ص ) عبای خود را زير پای او پهن مي کرد و
به سخنان او گوش مي داد و موقع رفتن آنچه مي توانست به مادر رضاعی ( دايه ) خود
کمک مي کرد .
محمد امين بجای  اينکه پس از در اختيار گرفتن ثروت خديجه به وسوسه های 
زودگذر دچار شود ، جز در کار خير و کمک به بينوايان قدمی بر نمي داشت و بيشتر
اوقات فراغت را به خارج مکه مي رفت و مدتها در دامنه کوهها و ميان غار مي نشست
و در آثار صنع خدا و شگفتيهای جهان خلقت به تفکر مي پرداخت و با خدای جهان به
راز و نياز سرگرم مي شد . سالها بدين منوال گذشت ، خديجه همسر عزيز و باوفايش
نيز مي دانست که هر وقت محمد ( ص ) در خانه نيست ، در " غار حرا " بسر
مي برد . غار حرا در شمال مکه در بالای کوهی قرار دارد که هم اکنون نيز مشتاقان
بدان جا مي روند و خاکش را توتيای چشم مي کنند . اين نقطه دور از غوغای شهر و
بت پرستی و آلودگيها ، جايی است که شاهد راز و نيازهای محمد ( ص ) بوده است
بخصوص در ماه رمضان که تمام ماه را محمد ( ص ) در آنجا بسر مي برد . اين تخته
سنگهای سياه و اين غار ، شاهد نزول " وحی " و تابندگی انوار الهی بر قلب پاک
" عزيز قريش " بوده است . اين همان کوه " جبل النور " است که هنوز هم نور
افشانی مي کند .

 

نگارش در تاريخ یکشنبه یکم بهمن 1385 توسط مریم ادیبی |
درباره وبلاگ

ستايش مخصوص خداوندي است که علو مرتبه‏اش بخاطر قدرت او است، ونزديکيش به مخلوقات به واسطه عطا و بخشش او،همو است‏بخشنده تمام نعمتها،و دفع‏کننده تمام شدائد و بلاها او را مي‏ستايم در برابر عواطف کريمانه و نعمتهاي وسيع و گسترده‏اش‏به او ايمان مي‏آورم چون مبدء هستي و ظاهر و آشکار است،و از او هدايت مي‏طلبم چون‏راهنما و نزديک است،از او ياري مي‏جويم چون توانا و پيروز است،بر او توکل مي‏کنم چون‏تنها ياور و کفايت کننده است.

نهج البلاغه خطبه83

پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها


قالب وبلاگ