فرزندان پیامبر از خديجه(س)
وجود فرزند پيوند زناشويي را محكم تر مي سازد و شبستان زندگي را پر فروغ تر و به آن جلوه ي خاصي مي بخشد. همسر جوان قريش براي او شش فرزند آورد: دو پسر كه بزرگ تر آن ها قاسم بود و سپس عبد الله كه به آنان طاهر و طيب مي گفتند و چهار نفر از آنان كه دختر بود. ابن هشام مي نويسد: بزرگ ترين دختر او رقيه بعد زينب و ام كلثوم و فاطمه بود. همه ي فرزندان ذكور او پيش از بعثت به درود زندگي گفتند ولي دختران دوران نبوت او را درك كردند.
خويشتن داري پيامبر در برابر حوادث زبان زد همه بود. با اين حال در مرگ فرزندان خود گاهي تاثرات دلش به صورت قطرات اشك از گوشه ي چشمانشان به روي گونه هايش مي غلتيد. مراتب تاثر او در مرگ ابراهيم كه _مادر او ماريه بود_ بيشتر بود در حالي كه دلش مي سوخت ولي با زبان به سپاس گزاري خدا مشغول بود . حتي عربي از روي جهل و ناداني به مباني اسلام به گريه كردنش اعتراض نمود پيامبر فرمود: «چنين گريه اي رحمت است.» آن گاه افزود :« كسي كه رحم نكند به او رحم نمي شود.»
چهره ي رعناي پيامبر
روزي امام حسن (ع) با «هند بن ابي هاله» كه از قيافه شناسان عصر پيامبر بود ملاقات كرد و پرسيد چهره ي جدم چگونه بود؟ هند در پاسخ گفت:
«صورتش مانند ماه شب چهارده مي درخشيد، قامتش رسا ،سرش بزرگ ،مويش نه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد روشن، پيشانيش گشاده، ابروانش پر مو و كماني و از هم گشاده ،محاسنش انبوه، سياهي چشمش شديد، گونه هايش نرم و كم گوشت، دندان هايش باريك و دندان هاي ثنايايش از هم گشاده، اندامش معتدل...و باريكي كف پايش خالي و كم گوشت بود هنگامي كه راه مي رفت با وقار حركت مي كرد، و گام هاي گشاده مي گذاشت همانند آن كه از بلندي به پايين گام بردارد، وقتي به چيزي توجه مي كرد به طور عميق به آن نگاه مي كرد هنگام حركت بيشتر به زمين مي نگريست به مردم خيره نمي شد و به هر كس مي رسيد سلام مي نمود.»
آئين پيامبر اسلام قبل از نبوت
در اينكه پيامبر اسلام قبل از بعثت هرگز براي بت سجده نكرد و از خط توحيد منحرف نشد شكي نيست و تاريخ زندگي او نيز به خوبي اين معني را منعكس مي كند اما در اينكه بر كدام آئين بوده در ميان علما گفتگو است.
بعضي او را پيرو آئين مسيح مي دانند چرا كه قبل از بعثت پيامبر آئين رسمي و غير منسوخ آئين او بوده است.
بعضي ديگر او را پيرو آئين ابراهيم مي دانند چرا كه شيخ الانبيا و پدر پيامبران است و در بعضي از آيات قرآن آئين اسلام به عنوان آئين ابراهيم معرفي شده.
بعضي نيز اظهار بي اطلاعي كرده و گفته اند: مي دانيم آئيني داشته اما كدام آئين بر ما روشن نيست.
گر چه هر يك از اين اقوال وجهي دارد اما هيچ كدام مسلم نيست و مناسب تر از اينها قول چهارمي است و آن اينكه : پيامبر شخصا برنامه ي خاصي از سوي خداوند داشته كه بر طبق آن عمل مي كرده و در حقيقت آئين مخصوص خودش بوده تا زماني كه اسلام بر او نازل گشت.
شاهد اين سخن حديثي است كه در نهج البلاغه آمده كه مي گويد:«خداوند از آن زمان كه رسول خدا از شير باز گرفته شد بزرگترين فرشته اش را قرين وي ساخت تا شب و روز را به راه هاي مكارم و طرق اخلاق نيك سوق دهد».
ماموريت چنين فرشته اي دليل بر وجود يك برنامه ي اختصاصي است.
ادامه مطلب...
آيا ميدانيد پيامبر اکرم صلوات الله عليه
پزشک سيار است يعني چه؟
اميرالمؤمنين، پـيامبر اكـرم صلي الله عليه و آله را بـا اوصاف بسيار زيبايي به مردم معرفي ميكند:
" طبِيبٌ دَوّارٌ بِطبّهِ، قَد اَحكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ اَحْمَي مَوَاسِمَهُ يَضَعُ ذَلِكَ حَيْثُ الحَاجَة اِلَيه، مِن قـلوبٍ عُمْي وَ اذانٍ صُمّ وَ اَلسِنةٍ بُكمٍ، مَتتبعٌ بِـدَ وَائِهِ مَـوَاضِعَ الغـفلَةِ وَ مَواطِنَ الحَيرَة."(1)
اميرالمؤمنين فرمود:
پيامبر؛
- پزشک سيّار است: او براي درمان بيمارانش حركت ميكند و خود به سراغ آنان ميرود. (چرا که برخي از پزشکان مينشينند تا بيمار به نزدش برود. يکي از فرقهاي نبي و رسول در همين موضوع است.)
- متخصص و درد شناس است: دردهـا را بـه خـوبي تشخيص ميدهد، حتي بيماريهاي روحي و رواني را ميشناسد.
- نسخههاي شفابخش دارد: نسخههاي او تمام بيماريها، حتي قـلبهاي كـور و گـوشهاي سنگين و زبانهاي لال را شفا ميدهد و با داروي خود به دنبال بيماران غافل و سرگردان است.
پينوشت:
1- نهج البلاغه، خطبه 108.
مراسم نام گذاري پيامبر اسلام
روز هفتم فرا رسيد . عبد المطلب براي عرض سپاس گذاري به درگاه الهي گوسفندي كشت و گروهي را دعوت كرد و در آن جشن با شكوه كه از عموم قريش دعوت شده بود نام فرزند خود را محمد گذاشت . وقتي از او پرسيدند :چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب كرديد در صورتي كه اين نام در ميان اعراب كم سابقه است؟ گفت خواستم كه در آسمان و زمين ستوده باشد. در اين باره حسان بن ثابت شاعر رسول خدا چنين مي گويد:
آفريدگار نامي از اسم خود براي پيامبر مشتق نمود . از اين جهت خدا محمود پسنديده و پيامبر او محمد ستوده است و هر دو كلمه از يك ماده مشتقند و يك معنا را مي رسانند.
قطعا الهام غيبي در انتخاب اين نام بي دخالت نبوده است زيرا نام محمد اگر چه در ميان اعراب معروف بود ولي تا آن زمان كمتر كسي به آن ناميده شده بود طبق آمار دقيقي كه بعضي از تاريخ نويسان به دست آورده اند تا آن روز فقط 16 نفر به اين اسم نام گذاري شده بودند.چنان كه شاعر در اين باره گويد:
كساني كه نام محمد پيش از پيامبر اسلام نام گذاري شده بودند 16 نفر بودند.
ناگفته پيداست كه: هر چه مصداق يك لفظ كمتر باشد اشتباه در آن كمتر خواهد بود و چون كتاب هاي آسماني از نام و نشان و علايم روحي و جسمي او خبر داده بودند بايد علايم آن حضرت آن چنان روشن باشد كه اشتباه در آن راه پيدا نكند. يكي از آن ها نام حضرت است. بايد مصداق آن به قدري كم باشد كه راه هرگونه ترديدي را در تشخيص پيامبر گرامي از بين ببرد. مخصوصا هنگامي كه بقيه ي اوصاف و علايم وي ضميمه ي نامش گردد. در اين صورت به طور واضح كسي كه انجيل و تورات از ظهور او خبر داده است به خوبي شناخته خواهد شد.
ويژگي هاي پيامبر اسلام
پيامبر خاتم پيامبران و بزرگترين انسان جهان خلقت است كه پيامبران سابق از جمله حضرت عيسي به آمدن او بشارت دادند. او 53 سال قبل از هجرت در روز 17 ربيع الاول سال 570 ميلادي در مكه چشم به جهان گشود و در چهل سالگي به پيامبري مبعوث گرديد و پس از گذشت 13 سال از پيامبريش به مدينه هجرت كرد و سرانجام در 28 صفر سال 11 هجري در سن 63 سالگي رحلت نمود. مرقد مطهرش در كنار مسجد النبي مدينه قرار دارد.
مقام و شخصيت پيامبر اسلام در پيشگاه خداوند آن قدر بالاست كه خداوند به او فرمود:«لو لاك لما خلقت الافلاك» «اگر تو نبودي هيچ موجودي را نمي آفريدم همه ي موجودات را به طفيل وجود تو آفريدم».
پيامبر در يك خاندان شريف از دودمان قريش به دنيا آمد پدر و مادران آن حضرت تا حضرت آدم همه خداي يكتا را مي پرستيدند . پدرش عبدالله و مادرش آمنه از انسان هاي پاك و برجسته ي عصر جاهليت بودند.
سلسله نسب پيامبر با 48واسطه به حضرت آدم مي رسد كه در اين سلسله پيامبراني مانند:اسماعيل(ع) (جد بيست و هشتم) ابراهيم خليل الله(ع) (جد بيست و نهم) حضرت نوح(ع) (جد سي و نهم) ادريس (ع) (جد چهل و دوم) و حضرت آدم(ع) (جد چهل و هشتم) پيامبر مي باشند.
سلسله نسب پيامبر تا جدبيستمش از اين قرار است:
محمد پسر عبدالله پسر عبد المطلب پسر هاشم پسر عبد مناف پسر قصي پسر كلاب پسر مره پسر كعب پسر لوي پسر غالب پسر فهر پسر مالك پسر نضر پسر كنانه پسر خزيمه پسر مدركه پسر الياس پسر مضر پسر نزار پسر معد پسر عدنان
آفرینش نور محمد (ص)
آنگاه که اراده ی حضرتش بر آفرینش تعلق گرفت نخست از انوار الهیه ی خود نوری آفرید که به تمام و کمال او را دوست داشت به گونه ای که وی را حبیب خویش قرار داد و نامی برگرفته از نام خود بر او نهاد.از ان جا که حضرتش محمود است محبوبش را محمد نامید و به جامه ی نبوت پوشاند و وی را گل سرسبد آفرینش و خاتم پیامبرانش قرار داد و خطاب به او فرمود:
اگر تو نبودي جهان هستي را نمي آفريدم همه چیز را به طفیل وجود تو می افریدم وبه واسطه ی تو نعماتم را بر مخلوقان نازل می کنم از این پس هر چه بخواهم بیافرینم از قلم و عرش وکرسی بهشت و ملک و نور خورشید همه وهمه را از نور تو خلق می کنم.واز آن روی که تو حبیب و برترین مخلوق من هستی تو را شاهد آفرینش خود قرار می دهم و همه چیز را در مقابل دیدگان تو می آفرینم تا نسبت به آنان آگاه باشی و سرنوشت و مقدرات همه را نیز به تو می سپارم.

